محمد معصوم البكري ( نامى )
23
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
رغبت اسلام آوردند قوم چنه بود « 1 » و گويند مردم چنه در حينى كه بملازمت محمد بن قاسم رسيدند ، مايدهء طعام در مجلس امير كشيده بودند . امير امر « 2 » فرمود كه اين جماعه « 3 » مرزوقند . و مردم چنه را مرزوق ازين جهة گويند . و چون محمد بن قاسم خاطر از حوالئ سيوستان جمع نمود ، بعضى گفتند كه اولا به برهمناباد بايد رسيد و آن قلعه را فتح نموده متوجه الور بايد شد . و محمد بن قاسم گفت « 4 » كه اول به تسخير دار الملك الور توجه بايد كرد و داهر را دفع نمود ، و بعد از ان رو بممالك ديگر بايد آورد ، و راى همه برين قرار يافته محاذى موضع تلهتى از آب گذشته عزيمت دار الملك « 5 » اختيار كردند . داهر اين ( f . 16 a ) خبر را « 6 » شنيده داعيهء بر آمدن نمود . منجمان و كاهنان مجتمع گشته به او نمودند كه از احوال كواكب چنان معلوم مىشود كه ضعف طالع تو در نهايت قوى « 7 » است و قوت طالع اسلام در اوج كمال ابهت . درينوقت ترا بيرون بر آمدن لائق نيست . لاجرم جنود نامعدود مستعد و مهيا نموده باستقبال لشكر اسلام فرستاد ، و آن مردم بر كنار كولاب گچيرى « 8 » فرود آمدند . روز ديگر محمد بن قاسم بموضع رفيان عبد اللّه بن على ثقفى را به حرب كفار نامزد كرد . و او متوجه لشكر كفار گشته ، در منزل كولاب گچيرى آمده « 9 » بر كنار آب تلاقى فريقين دست داد ، و آتش قتال اشتعال يافته جنگ عظيم در گرفت ، و كفار فرار بر قرار اختيار كرده بسيارى از ان دران آب غريق بحر فنا گشتند . و بعضى از مؤرخان گفتهاند كه سبب فرار كفار از معركهء كارزار آن بود
--> ( 1 ) د ف ندارد : و اول كسانى كه . . . . قوم چنه بود ( 2 ) ف ندارد : امر ( 3 ) م : فرقه ( 4 ) ف م : فرمود ( 5 ) م زياد دارد : الور ( 6 ) م ندارد : را ( 7 ) م : قوت ( 8 ) ف : كيچرى ؛ م كنجرى ؛ ر س گچرى ؛ د : كجيرى ( 9 ) ف ندارد : روز ديگر . . . . كولاب گچيرى آمده